ول کردن کار

ول کردن تاکتیکی کار رمز موفقیت سازمان‌هاست. ول کردن منفعلانه و ول کردن متوالی سم مهلک برای کسانی است که واقعا تلاش می‌کنند (و شکست می‌خورند) و بسیاری از مردم همین کار را می‌کنند. آن‌ها زمانی کارشان را ول می‌کنند که زیر فشار قرار می‌گیرند و وقتی نمی‌توانند به خودشان زحمت ول کردن کار را بدهند، به کارشان می‌چسبند.

اغلب افراد می‌ترسند که کارشان را ول کنند

خیلی راحت‌تر است که به معمولی بودن اکتفا کنیم تا اینکه با واقعیت روبرو شویم و کارمان را ول کنیم یا از کسب و کاری بیرون برویم.

ول کردن کار سخت است. ول کردن کار یعنی اینکه بپذیرید که شما هرگز در این جهان شماره یک نخواهید شد. حداقل در این مورد خاص. پس راحت‌ترین کار این است که این پا و آن پا کنید، آن را نپذیرید و به معمولی بودن راضی باشید. چه حیف.

… این ذات بشر است که زمانی که احساس ناراحتی کند، دست از کار بکشد. اما همین واکنش است که باعث کمیابی می‌شود.

قضیه بسیار ساده است: در زمان مواجهه با شیب ول کردن کار اشتباه است. اگر سفری را آغاز کرده اید، ارزشش را دارد، پس توقف به دلیل رسیدن به شیب اتلاف وقتی است که تاکنون گذاشته اید. اگر با رسیدن به هر شیبی کارتان را ول کنید، بعد از مدتی متوجه می‌شوید که ول کننده زنجیره‌ای شده اید__کارهای زیادی را آغاز کرده اید اما کمتر کاری را به پایان رسانده اید.

به زبان ساده: اگر نمی‌توانید از عهده شیب این کار برآیید، پس اصلا آن را شروع نکنید.

اگر این قانون ساده را به خوبی یاد بگیرید، نسبت به شروع هرکاری بسیار سخت‌گیرتر خواهید بود.

شیب نوشته ست گودین، ترجمه محمد خضرزاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *